رفتم میدون قزوین، یه قطعه برای ماشین بخرم
رفتم میدون قزوین، یه قطعه برای ماشین بخرم ماشینو پارک کردم رفتم تو مغازه گفتم: «یه بیلبیلک هست واسه قفل صندوق...» یهو یارو قاطی کرد گفت: خیلی بی تربیتی، برو بیرون، به تو جنس نمیفروشم گفتم چی شد حاجی؟ چرا برق گرفتت؟ گفت: بیلبیلک اونه که تو شلوارته، ادب نداری گفتم: داداش، اون به تعداد کافی اسم داره، شما اضاف نکن بهش با کله خراب رفتم از چندتا مغازه اونورتر خریدم اومدم سوار ماشین بشم، دیدم یارو جلو مغازه داره با گوشی موبایل حرف میزنه و داد میزنه به یکی میگه: اون فلان فلان شده رو خودم .... خواهرشو…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗