یه شب من و دخترم، حوالی ساعت ١٢:٣٠ شب از سینما پیاده برمیگشتیم خونه
یه شب من و دخترم، حوالی ساعت ١٢:٣٠ شب از سینما پیاده برمیگشتیم خونه دخترم ۶یا ٧ساله بود یه سگ بزرگ اومد کنارمون در حالیکه به روی خودم نیاوردم که ترسیدم، به دخترم گفتم این یه فرشته(سگ)ست که از طرف خدا اومده که مراقب من و تو باشه اون سگ من و دخترم رو تا حوالی خونه مشایعت کرد... • Nedaam • @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗