یادش بخیر یه دختر خاله داشتم که با پسرعمه بابام ازدواج کرد. توی عروسیش عمهام عاشق برادر دخترخالهام شد و دو ماه بعد اینا با هم ازدواج کردن. توی عروسی اینا دختر عمه دیگه ام با برادر کوچیک دختر خالهام آشنا شد و سه ماه بعد اینا ازدواج کردن. ولی چون مراسم نگرفتن دیگه اینجا تموم شد.
یادش بخیر یه دختر خاله داشتم که با پسرعمه بابام ازدواج کرد. توی عروسیش عمهام عاشق برادر دخترخالهام شد و دو ماه بعد اینا با هم ازدواج کردن. توی عروسی اینا دختر عمه دیگه ام با برادر کوچیک دختر خالهام آشنا شد و سه ماه بعد اینا ازدواج کردن. ولی چون مراسم نگرفتن دیگه اینجا تموم شد. *داکتر سکین سیستانی* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗