شبی، لیلا کسری تمام دلتنگی و بغضش را در واژهها ریخت؛ واژههایی که بوی تنهایی، شب و انتظار میدادند.
شبی، لیلا کسری تمام دلتنگی و بغضش را در واژهها ریخت؛ واژههایی که بوی تنهایی، شب و انتظار میدادند. فریدون خشنود آن کلمات را به ملودیای سوزناک و جانگداز سپرد؛ ملودیای که انگار خودش قصهای از یک دلِ بیقرار بود. بعد صدای ابی آمد؛ صدایی پر از بغض و احساس، که هر کلمه را به جان مینشاند. ClovE @Kafiha
Read the full story at kafiha ↗