یه بار با مامانم دعوام شد، گفتم«من از این خونه میرم» و دویدم یه چمدون انداختم رو تخت که وسایلمو بچینم توش:)))
یه بار با مامانم دعوام شد، گفتم«من از این خونه میرم» و دویدم یه چمدون انداختم رو تخت که وسایلمو بچینم توش:))) بابام یه خمیر دندون ضدحساسیت آورد گذاشت تو چمدون، گفت «اینم ببر تو دندونات حساسه» و زد زیر گریه. :))))))))) 》داداشش《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗