داشتم قهوه سفارش میدادم و هم زمان با بابام صحبت میکردم، باریستا یادش رفت واسه قهوم در بذاره، کاملا جدی بهش گفتم لطفاً دَرَم میذارید؟:)))

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-20 14:43:56 UTC
AdYour ad here[email protected]

داشتم قهوه سفارش میدادم و هم زمان با بابام صحبت میکردم، باریستا یادش رفت واسه قهوم در بذاره، کاملا جدی بهش گفتم لطفاً دَرَم میذارید؟:))) بابام و باریستا که هیچی کل کافه رفت رو هوا و از شدت خنده میزو گاز میزدن، منم اخم کردم و اومدم بیرون و تازه متوجه شدم که چیشده:)))))))))))))))))) 》مامان گربه‌ها《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]