با هزار بدبختی از سرکار اومدم خونه یه چی بردارم برگردم، هعی مامان مامان میکنم میبینم جوابی نمیده، رفتم در اتاق رو باز کردم دیدم سرش تو گوشیه داره زار زار گریه میکنه.
با هزار بدبختی از سرکار اومدم خونه یه چی بردارم برگردم، هعی مامان مامان میکنم میبینم جوابی نمیده، رفتم در اتاق رو باز کردم دیدم سرش تو گوشیه داره زار زار گریه میکنه. تا منو دید میگه محمدامین، عبدالله اندازه یه نخود پی پی کرده احتمالا یبوستش خوب شده بچم 😐 》Mohammadamin《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗