‏ترم دو که بودم خوابگاهمون با اینترنا بود، دوتا اینترن داشتیم که خیلی اهل دل بودن، یه‌بار یکیشون که همیشه‌ی خدا دپرس بود اومد نشست گفت: رفتم سه تا نخ وینستون بگیرم موجودی نداشتم، دکه ای گفت:((برو دکترجون مهمون من))

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-20 19:32:05 UTC
AdYour ad here[email protected]

‏ترم دو که بودم خوابگاهمون با اینترنا بود، دوتا اینترن داشتیم که خیلی اهل دل بودن، یه‌بار یکیشون که همیشه‌ی خدا دپرس بود اومد نشست گفت: رفتم سه تا نخ وینستون بگیرم موجودی نداشتم، دکه ای گفت:((برو دکترجون مهمون من)) بعد هروقت بابام میگفت پزشکی اعتبار داره قبول نمیکردم، یه پک عمیق زد و رفت 😂 》Soheil《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]