امشب پارک ارم بودم خیلی حرص خوردم از دست ی خانواده، نمیدونم بگم بیخیال یا خنگ، پدر پیرشون رو آوردن نمیتونست راه بره طفلی... بعد خانومه رفت زیر اندازو انداخته وسط چمنا

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-20 20:00:48 UTC
AdYour ad here[email protected]

امشب پارک ارم بودم خیلی حرص خوردم از دست ی خانواده، نمیدونم بگم بیخیال یا خنگ، پدر پیرشون رو آوردن نمیتونست راه بره طفلی... بعد خانومه رفت زیر اندازو انداخته وسط چمنا پدره تمام تلاششو کرد نتونست بره پیششون😭نشست رو سکو کنار چمنا تنها، اونام نشستن شام خوردن چقد دلم سوووخت😭🤦🏻‍♀️ 》Melodi《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]