ساعت ۴ صبح یه صدای وحشتناک از پشت بوم میومد انگار یکی می خواست شیشهها رو بشکونه، از خواب پریدم دیدم مامانمم از خواب پریده،
ساعت ۴ صبح یه صدای وحشتناک از پشت بوم میومد انگار یکی می خواست شیشهها رو بشکونه، از خواب پریدم دیدم مامانمم از خواب پریده، گفتم صدای چیه؟ گفت فکر کنم دزده می خواد شیشه ها رو بشکونه، سکوت شد بعد همونجور که دراز کشیده بود گفت بدو برو در رو باز کن کفش های من رو بیار تو :) واقعا اینکه ممکنه من بترسم، یا مثلا دزده من رو بدزده یا بهم آسیبی بزنه براش تعریف نشده. ✍مارشملو @Dtwitterbot 乙ɦÆƄz @Weedlashya🍁
Read the full story at weedlashya ↗