تومترو نشسته بودم؛ ۱ یه دختربچه بانمک نشست کنارم. ازهمون لحظه اول نگاه کرد بهم؛ بعد زل زد به لباسم؛ بعد زل زد به ناخنام؛ رفت بالاتر زل زد توصورتم. منم غرق در
تومترو نشسته بودم؛ ۱ یه دختربچه بانمک نشست کنارم. ازهمون لحظه اول نگاه کرد بهم؛ بعد زل زد به لباسم؛ بعد زل زد به ناخنام؛ رفت بالاتر زل زد توصورتم. منم غرق در غرور شدم که بهبه به چشم بچه چقدر خوشگلم. نگاش کردم یه لبخند پت و پهن زدم بهش. یهو یکاره برگشت بهم گفت خاله تو چقدر زشتی! ✍مونالیزا LunaR @Sirnews2
Read the full story at sirnews2 ↗