روبه روی خونمون یه خونه ی دو طبقه ی قدیمی هست که یه پیرزن و پیرمرد توش زندگی میکنن
روبه روی خونمون یه خونه ی دو طبقه ی قدیمی هست که یه پیرزن و پیرمرد توش زندگی میکنن که شب و روز لامپ یکی از اتاقاش روشنه حدودا یه سال پیش پیرمرده بابامو دم در دیده بود بعد کلی حرف زدن از بچه هاش برگشته بود بابام گفته بود این چراغه هست که همیشه روشنه چراغ اتاق دختر آخریمه میترسید بابام گقته بود میترسید؟ گفته بود اره ۴ سال پیش با سرطان فوت شد گفت هیچ وقت چراغ اتاقشو خاموش نمیکنیم همیشه روشنه از وقتی رفته تنها دلخوشی من و مادرش اتاقشه دلمون نمیاد تاریک باشه اتاقش که نکنه بترسه💔🙂 *aramat*…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗