♦️طلسمِ جادوانه در قلمروی خاموشی
♦️طلسمِ جادوانه در قلمروی خاموشی 🔹در ته چاه، جایی که زمین به کهنترین رازهایش پناه برده، تاماسب با شاماران روبرو میشود؛ ایزدبانویی با سری زنانه و چشمانی سرشار از مهربانی، و بدنی از فلسهای درخشان لاجوردی و زمردی که در تاریکی میدرخشند. شاماران در میان حلقههای عظیم بدنش، دانش کهنِ درمان بیماریها را به تاماسب میآموزد. 🔹این لحظهای است که تاماسب از یک جوان سرگردان، به حافظدارندهی رازهای جاودانه تبدیل میشود... 💬 بهنظر شما، تاماسب به عهد خود با شاماران وفادار میماند یا راز را فاش میکند؟…
Read the full story at akhbarilam ↗