تایم پذیرش بیمار قوری دستم بود داشتم چایی دم میکردم بعدش رفتم ازش رگبگیرم،
تایم پذیرش بیمار قوری دستم بود داشتم چایی دم میکردم بعدش رفتم ازش رگبگیرم، داد و بیداد راه انداخته که اینجا پرستار و پزشک نداره که آبدارچی فرستادید کارای منو انجام بده :))))) ✍پُل گاٰسکوئینٖ Hani @LASHNewsorg ♟
Read the full story at lashnewsorg ↗