‏خانوم که اشک می‌ریخت گفت:«از شوخی‌های زننده‌ی شوهرم خسته شدم و غیره»

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-30 10:22:19 UTC
AdYour ad here[email protected]

‏خانوم که اشک می‌ریخت گفت:«از شوخی‌های زننده‌ی شوهرم خسته شدم و غیره» آقا رو صدا کردم و که بیاد داخل. شکایت رو منتقل کردم و نظرش رو پرسیدم. فرمودند:«این خیلی حساسه ...اصلا به شوخی‌های مردونه آگاه نیست» به خانوم گفتم کدوم شوخی ایشون اخیرا خیلی ناراحتتون کرده... به شوهرش نگاه کرد و گفت:«خودت بگو» آقا گفت:«هیچی بابا...با ماشین رفتم سمت باجناقم که بترسونمش» گفتم خب بعدش؟ گفت:"درست محاسبه نکردم زدم بهش" به والله تا حالا اینقدر به خودم فشار نیاورده بودم که نخندم. خدا خَفه‌ت کنه مَرد :))))) • سعید…

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]