راه میرم دلم گرفته، می شینم دلم گرفته،
راه میرم دلم گرفته، می شینم دلم گرفته، گریه می کنم، می خندم، پا میشم، دلم گرفته من خودم آدم بودم، باد زد و حوای منو برد سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد عمر من کوه عسل بود ولی افسوس روزای بد انگشت، انگشت اونو لیسید بعد نشست تا تهشو خورد... 👤محمد صالح اعلاء Lidia @kafiha
Read the full story at kafiha ↗