از دراما کویین بودن مامانم همین قدر بگم که بهم گفت یه پتو میاری بندازم روی پاهام؟ گفتم الان میارم و یادم رفت.
از دراما کویین بودن مامانم همین قدر بگم که بهم گفت یه پتو میاری بندازم روی پاهام؟ گفتم الان میارم و یادم رفت. اومد تو اتاق یه پتو برداره، زیر لب زمزمه کرد: «ای وااااااای بر اسییییری کَز یاد رفته باشد.» و رفت.... ✍️ خانومی که من باشم ♻️Ctrl+R @LASHNewsorg ♟
Read the full story at lashnewsorg ↗