یکی عین این چاقو رو از شیطان بازار سنندج خریده بودم. یه نفر ازم دزدید. بعد یه شب تو مستی با خنده وشوخی اعتراف کرد که دزدیدتش و کادوش داده به دوست دخترش. یهو یه نفر دیگه تو جمع گفت دوست دختر منم یکی از اینا بهم کادو داده. چاقو رو در آورد دیدم دقیقا چاقوی خودمه. دعوا شد.
یکی عین این چاقو رو از شیطان بازار سنندج خریده بودم. یه نفر ازم دزدید. بعد یه شب تو مستی با خنده وشوخی اعتراف کرد که دزدیدتش و کادوش داده به دوست دخترش. یهو یه نفر دیگه تو جمع گفت دوست دختر منم یکی از اینا بهم کادو داده. چاقو رو در آورد دیدم دقیقا چاقوی خودمه. دعوا شد. *اشکان اختیاری* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗