دیشب تولد بابام بود یهو با مامانم دعواشون شد شروع کردن به بحث بابامم ظرف فلزیو محکم زد زمین کمربندشو کشید اومد وسط یهو شروع کرد واویلا لیلی خوندن و رقصیدن😶🌫️( مثل بچگیامون)
دیشب تولد بابام بود یهو با مامانم دعواشون شد شروع کردن به بحث بابامم ظرف فلزیو محکم زد زمین کمربندشو کشید اومد وسط یهو شروع کرد واویلا لیلی خوندن و رقصیدن😶🌫️( مثل بچگیامون) آخه مرد این کارا چیه پشمامون ریخت کلی با مامانم هماهنگ کرده بودن تلافی چالش هایی که سرشون آوردیم در بیارن😂 *اکثرن بی حوصله* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗