آشنای ما عقد بود مادرشوهرش یه بار تو جمع گفت چون پسرم تورو میخواست مجبور شدیم بگیریمت وگرنه من خیلی بهتر از تو براش در نظر داشتم همون موقع دختره حلقه رو دراورد گذاشت جلوش اومد بیرون
آشنای ما عقد بود مادرشوهرش یه بار تو جمع گفت چون پسرم تورو میخواست مجبور شدیم بگیریمت وگرنه من خیلی بهتر از تو براش در نظر داشتم همون موقع دختره حلقه رو دراورد گذاشت جلوش اومد بیرون ✍saravb Joker @LASHNewsorg♟
Read the full story at lashnewsorg ↗